لغت نامه دهخدا
جامه بدل کردن. [ م َ / م ِ ب َ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغییر شکل کردن و از رنگی برنگی برآمدن. ( آنندراج ). تغییر لباس دادن. ( ناظم الاطباء ):
هزار بار اگر جامه را بدل سازد
نمیخوریم ز تلبیس روزگار فریب.سالک یزدی ( از آنندراج ).
جامه بدل کردن. [ م َ / م ِ ب َ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغییر شکل کردن و از رنگی برنگی برآمدن. ( آنندراج ). تغییر لباس دادن. ( ناظم الاطباء ):
هزار بار اگر جامه را بدل سازد
نمیخوریم ز تلبیس روزگار فریب.سالک یزدی ( از آنندراج ).
تغییر شکل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن یار همانست اگر جامه دگر شد آن جامه بدل کرد و دگربار برآمد
💡 چندین هزار جامه بدل کرد روزگار غفلت نگر که رنگ نگرداند حال ما
💡 چشم وفا مدار ز خوبان که می کند در هر نگاه جامه بدل نوبهار حسن
💡 هزار جامه بدل کرد روزگار و هنوز حدیث دیده یعقوب و پیرهن باقی است
💡 چندین هزار جامه بدل کرد هر حباب دریای بیکران حقیقت همان که هست