لغت نامه دهخدا
تیر بازوی چرخ. [ رِ ی ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عطارد. ( شرفنامه منیری ). ستاره عطارد. ( ناظم الاطباء ). || و نیز تیری که بکمان چرخش اندازند. ( شرفنامه منیری ).
تیر بازوی چرخ. [ رِ ی ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عطارد. ( شرفنامه منیری ). ستاره عطارد. ( ناظم الاطباء ). || و نیز تیری که بکمان چرخش اندازند. ( شرفنامه منیری ).
عطارد ستاره عطارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازوی چرخ قوی پنجه به یک تیغ افکند پای ما از طلب و دست تو از کار دریغ
💡 من او را هم اکنون رهانم ز بند به نیروی بازوی چرخ بلند
💡 مواد معمولی که از این طریق جوش داده میشوند شامل تیتانیوم، بریلیم و زیرکونیوم هستند. در بسیاری از هواپیماهای نظامی، جوشکاری نفوذی به صرفه جویی در مواد استراتژیک گرانقیمت و کاهش هزینههای ساخت کمک میکند. برخی هواپیماها بیش از ۱۰۰ قطعه متصل از طریق نفوذ دارند، از جمله: بدنه هواپیماها، بازوی چرخ هواپیما و محفظه موتور هواپیما.
💡 پرداخت سطح با بشکه سانتریفیوژ از بشکه ای در انتهای بازوی چرخان استفاده میکند تا نیروهای گریز از مرکز را به فرایند بشکه اضافه کند. این میتواند فرایند را ۲۵ تا ۵۰ برابر تسریع کند.
💡 مواد معمولی که از این طریق جوش داده میشوند شامل تیتانیوم، بریلیم و زیرکونیوم هستند. در بسیاری از هواپیماهای نظامی، جوشکاری نفوذی به صرفه جویی در مواد استراتژیک گرانقیمت و کاهش هزینههای ساخت کمک میکند. برخی هواپیماها بیش از ۱۰۰ قطعه متصل از طریق نفوذ دارند، از جمله: بدنه هواپیماها، بازوی چرخ هواپیما و محفظه موتور هواپیما.