لغت نامه دهخدا
تفریط کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاهی کردن و کمی کردن در کاری و ضایع کردن. ( ناظم الاطباء ).
تفریط کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاهی کردن و کمی کردن در کاری و ضایع کردن. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) ۱ -کوتاهی کردن کوتاه آمدن مقابل افراط کردن. ۲ - تباه کردن ضایع ساختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ἀταραξία در یونانی گویشِ Attic) برسند - با این پیش فرض که میل به لذت یا ترس از درد باعث افراط و تفریط در زندگی آنها نگردد. در این فلسفه انسان با درک جهان، میبایست هماهنگ با طبیعت و با همکاری و رعایت انصاف و رفتاری عادلانه با دیگران در تعامل باشد. نام این فلسفه در زبانهای اروپایی و نیز عنوان رواقی برای آن، از این رو است که انجمن ایشان در یکی از رواقهای آتن برگزار میشد. واژه stoa در یونان باستان به ایوانی گفته میشد که با کاربری از ستونها استوار و ایستانده شده بود. استوار، استوانه، ایستادن و راست (قائم) همه همریشه با این واژه هستند. ستاوندیان از این رو چنین نامیده شدند که پایهگذار آنها زنون در سُتاوند میانی آتن آموزههای خود را به شاگردان و پیروانش میآموخت. این فلسفه به دنبال کامیابی رفتاردرمانی شناختی دوباره پیش کشیده شد. این روش رواندرمانی، همچون فلسفهٔ رواقیگری، با دگرگونی شیوهٔ فکر کردن و دیدگاه هر کس دربارهٔ خود و جهان اطراف به یاری مردم میآید.