لغت نامه دهخدا
ترشرو شدن. [ ت ُ/ ت ُ رُ رو ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بدخلق شدن. گرفته روی شدن. خشمگین شدن. آزرده و اندوهگین شدن:
همنشینی کو ترشرو شد ز من
هست خوشتر از جبین او قفا.مولوی.
ترشرو شدن. [ ت ُ/ ت ُ رُ رو ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بدخلق شدن. گرفته روی شدن. خشمگین شدن. آزرده و اندوهگین شدن:
همنشینی کو ترشرو شد ز من
هست خوشتر از جبین او قفا.مولوی.
بدخلق شدن گرفته روی شدن خشمگین شدن آزرده و اندوهگین شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حریف ترشروی ناسازگار چو خواهد شدن دست پیشش مدار