بعون ا

لغت نامه دهخدا

بعون ا. [ ب ِ ع َ نِل ْ لاه ] ( ع ق مرکب ) بیاری خدای تعالی. تخفیفی است از جمله بعون اﷲ و حسن توفیقه یا بعون اﷲ و مشیته. بمدد و یاری خداوند. ( آنندراج ). و رجوع به بعنایةاﷲ شود: گفت بعون اﷲ عزوجل هر مملکتی را که گرفتم رعیتش را نیازردم. ( گلستان ). و در آن جهان بعون اﷲو مشیته بعد از گذرانیدن عمری خوش در عز دولت و بلوغ غایت و... بزرگترین ثوابی یافته. ( تاریخ قم ص 7 ).

جمله سازی با بعون ا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رسانم گر بود یارم بیمن قوت خاطر به بندم گر دهد فرمان بعون مبدع اشیاء

💡 ((لا حول بنا عن معاصى اللّه الا بعصمة اللّه ولا قوة لنا على طاعة اللّه الا بعون اللّه)).

💡 و اكنون شروع مى كنيم در احايث چهل گانه بعون الله الملك الوهاب و هو المستعان.

💡 (( سرن بعون الله جاراتىواشكرنه فى كل حالاتو سرن مع خير نساء الورىتفدى بعمات و خالات ))عايشه مى گفت:

💡 دلا از آستین عشق دست کار بیرون کن ز ملک خویش دشمن را بعون یار بیرون کن

💡 من بعون رأی پیر و قوت بخت جوان عرضه کردم شعر و زو دیدم فراوان تربیت

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز