امید در جان شکس

لغت نامه دهخدا

امید درجان شکستن. [ اُ دَ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از بند کردن امید در جان. ( آنندراج ):
چه بد کردم که پیمانم شکستی
امید وصل در جانم شکستی ؟مجیرالدین بیلقانی ( از آنندراج ).

جمله سازی با امید در جان شکس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در طرف شرقی این سردر که پیش از مشروطیت رختشویخانه بود، مدرسه‌ای به نام امید در سال ۱۳۲۰ قمری احداث شد که از اولین مدارس نوین ایران می‌باشد.

💡 وی یکی از بازیکنان ثابت ترکیب تیم ملی امید در مسابقات امید غرب آسیا، مسابقات مقدماتی قهرمانی زیر۲۳سال آسیا و بازی‌های آسیایی هانگژو با مربیگری رضا عنایتی بود.

💡 پیر طریقت گفت: «قومی را نور امید در دل می‌تاود. قومی را نور عیان در جان ایشان، در میان نعمت گردان، و ازین جوانمردان عبارت نتوان».

💡 ماهواره ی امید در هر ۲۴ ساعت، ۱۵ بار به دور زمین می‌چرخید و گزارش‌های دورسنجی به مرکز فضایی در ایران می‌فرستاد.

💡 پیوسته بود ما را تخم امید در گل هرگز نشد که از خاک این دانه سر برآرد

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز