ام عوف

لغت نامه دهخدا

ام عوف. [ اُم ْ م ِ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) ملخ. ( از المرصع ) ( مهذب الاسماء ) ( مؤید الفضلاء ). ملخ ماده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ملخ نر را نیز ابوعوف خوانند. ( از اقرب الموارد ). || کفتار. || جانور کوچکی است که طحن می خوانند. ( از المرصع ). و رجوع به عوف شود.

فرهنگ فارسی

ملخ. ملخ ماده

جمله سازی با ام عوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عوف همين مطلب را براى پسرش نوشت. پسر هر صبح و شام دو آيه فوق را خواند وتوكل به خدا نمود تا اينكه روزى در حالى كه نگهبانانغافل بودند بند پايش را گشود و به بيابان گريخت و از شترهاى كفار يك شتر راگرفت و بر آن سوار شد و خود را به مدينه رسانده به حضور پيامبر صلى الله عليهو آله آمد و جريان خود را نقل كرد و سپس گفت: آيا اين شتر براى منحلال است ؟

💡 داستان اين سخن چنين است: ابن عباس گويد: به همراه عمر حج را انجام داديم، عبدالرحمنابن عوف در منى به من گفت: امروز شخصى به نزد عمر آمد، و به او خبر داد كه شخصىادعا كرده است، اگر عمر بميرد من با على عليه السلام بيعت خواهم نمود.(826)

💡 محب‌الدین خطیب چند قطعه شعر عربی و یک رباعی به فارسی را به قابوس زیاری منسوب کرده‌است. محمد عوفی نیز این قطعه فارسی را از قابوس نقل کرده‌است:

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز