طحن

لغت نامه دهخدا

طحن. [ طَ ] ( ع مص ) آرد کردن گندم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کذا طحنت الرحی. ( منتهی الارب ). آسیا کردن. || طحنت الافعی؛ گرد گردید مار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || خردکردن و طاحونه که آسیا باشد مسمی به اسم لازم است.
طحن. [ طِ ] ( ع اِ ) آرد. و فی المثل: اسمع جعجعة و لااری طحنا؛ یعنی آواز آسیا میشنوم و نمی بینم آرد را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دقیق. || گرد. ( دهار ).
طحن. [ طُ ح َ ] ( ع اِ ) جانورکی است. || شیر بیشه. || مرد کوتاه بالا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || بعربی غنم را گویند. || حربا. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ عمید

١. آرد کردن گندم یا دانۀ دیگر، آرد کردن.
٢. جویدن.

فرهنگ فارسی

جانورکی است یا شیر بیشه یا وحربا

جمله سازی با طحن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمدان بن زاید بن خلیفه آل نهیان (به عربی: حمدان بن زايد بن خليفة آل نهيان) (زاده ۱۸۸۱ و درگذشته ۱۹۲۲) نهمین شیخ ابوظبی است. او جانشین طحنون بن زاید بن خلیفه آل نهیان شد و از سال ۱۹۱۲ تا سال ۱۹۲۲ حکمرانی کرد

💡 زاید بن خلیفه آل نهیان (به عربی: زايد بن خليفة آل نهيان) (زاده ۱۸۴۰) (ودرگذشته ۱۹۰۹) هفتمین شیخ ابوظبی است. او جانشین سعید بن طحنون آل نهیان شد و از سال ۱۸۵۵ تا سال ۱۹۰۹ حکمرانی کرد

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز