اب گشاده

فرهنگ معین

( آب گشاده ) (بِ گُ دِ ) (اِمر. ) شراب زبون و کم کیف، بادة کم اثر.

فرهنگ فارسی

( آب گشاده ) ( اسم ) شراب زبون و کم کیف باد. کم اثر.

جمله سازی با اب گشاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گشاده شود آفاق بر شما و گشاده شود شهری نامش قزوین، هر که چهل صباح در وی مقام کند، از بهر جهاد و عبادت، از بهر او عمودی در بهشت بسازند از زر سرخ بر سر آن قبه‌ای از یاقوت سرخ بر سر آن قبه هفتا هزار در، بر هر دری حوری جهت اول نشسته.

💡 کف گشاده محال است زیر دست شود که گل به شاخ سوارست اگر پیاده بود

💡 با یک جهان گشاده نظر چون ستارگان بستی چگونه چشم تو غافل ز خواب شب؟

💡 ای آن که دل به عمر سبکرو نهاده‌ای در رهگذار سیل میان را گشاده‌ای

💡 ز چه ناز بال دعوی به فلک گشاده باشی تو غبار ناتوانی ته پا فتاده باشی

💡 1 - يك منزل خوب بايد شالوده هاى آن محكم و سقفهاى آن به بلندىمايل بوده و دربهاى آن گشاده وبزرگ باشند تا هنگام تردّد كسى به اشكالى برخوردنكند.

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز