صمح

لغت نامه دهخدا

صمح. [ ص َ ] ( ع مص ) گداختن گرما دماغ کسی را بگرمی خود. || تازیانه زدن کسی را. || درشتی کردن با کسی در سؤال و جز آن. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با صمح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمعون بن صمح در لابه‌لای نوشته‌هایش از متفکران یهود و نیز اندیشمندان یونانی و مسلمان نقل قول کرده، به رغم این گرایش فلسفی، حقیقت را تنها از طریق وحی می‌دانست.

💡 زونز، زادگاه شمعون بن صمح را در بارسلونا دانسته‌است؛ اما درست آن است که شمعون بن صمح در آذار ۱۳۶۱ میلادی، در جزیره مایورکا متولد شد. او را نواده ابن‌گرشوم دانسته‌اند؛ این ادعا اثبات نشده‌است اما احتمالاً شمعون از خویشاوندان نزدیک لاوی بن گرشوم بوده‌است. او شاگرد افرایم ویدال و یونا مائیستر، خاخام ساراگوسا و کالاتایود است که دخترش بونگودا با شمعون ازدواج کرد. پس از کشتارهای دسته‌جمعی سال ۱۳۹۱ در بالئاریک آیلز، شمعون به همراه پدر و خواهرش به الجزیره رفت، و در آن‌جا به مطالعه پزشکی و آموزه‌های دین یهود پرداخت. وی همچون در آن‌جا شاگردی خاخام اعظم اسحق بن ششت را کرد و پس از مرگ ششت در سال ۱۴۰۸، شمعون به عنوان خاخام اعظم الجزیره برگزیده شد. شمعون بن صمح، که تمام دارایی خود را در پالما تا آخر عمر بر این سمت باقی ماند؛ و از سوی جامعه یهود الجزیره حقوق دریافت می‌کرد.

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز