لغت نامه دهخدا
ششت. [ ش ُ ] ( ص ) پست و دون و فرومایه و پلید. || ناگوار. || کریه و زشت. || رسوا. || قبیح و بد. ( ناظم الاطباء ).اما این معنی و معانی قبلی کلمه مخصوص این فرهنگ است و در فرهنگهای دیگر که در دسترس بود، دیده نشده.
ششت. [ ش ُ ] ( ص ) پست و دون و فرومایه و پلید. || ناگوار. || کریه و زشت. || رسوا. || قبیح و بد. ( ناظم الاطباء ).اما این معنی و معانی قبلی کلمه مخصوص این فرهنگ است و در فرهنگهای دیگر که در دسترس بود، دیده نشده.
پست و دون و فرومایه و پلید یا کریه و زشت یا رسوا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک دوسه بوسه کرم کن چاره درد مرا نازک است آن لب نمی آزارم از پنج و ششت