لغت نامه دهخدا
شبگز. [ ش َ گ َ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) مَلَه. غریب گز. قسمی حشره چون کنه و غریب گز. ( یادداشت مؤلف ). کرم کوچک و پهنی که خون انسان را مکد. و نامهای دیگرش ساس و سرخک و غریب گز است. ( از فرهنگ نظام ). جانوری کوچک از جنس کنه. || کیک. ( ناظم الاطباء ).