لغت نامه دهخدا
نایب الحکومه. [ی ِ بُل ْ ح ُ م َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) آنکه به نیابت از طرف حاکم شهری را اداره کند. نایب حاکم. رجوع به نایب شود. || بخشدار. ( لغات فرهنگستان ).
نایب الحکومه. [ی ِ بُل ْ ح ُ م َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) آنکه به نیابت از طرف حاکم شهری را اداره کند. نایب حاکم. رجوع به نایب شود. || بخشدار. ( لغات فرهنگستان ).
کسی که به نیابت از طرف حاکم، امور یک شهر را اداره کند، بخشدار.
( اسم ) ۱- کسی که بنیا بت از طرف حاکم شهری را ادراه کند. ۲ - بخشدار. یا نایب الحکومه نشین. مرکز نایب الحکومه.
آنکه به نیابت از طرف حاکم شهری را اداره کند یا بخشدار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او تحت تربیت عموی خود ابراهیم میرزا برهانالسلطنه تحصیلات مقدماتی را آغاز کرد. چند سالی از جوانی خود را در کادر جدیدالتاسیس نظام گذراند در زمانی که قشون قزاق برای سرکوب نهضت جنگل به طارم رسیدن امیر خسرو با تمام توان به همکاری آنان رفت و کوه های فومن را به روی میرزاکوچک خان بست. و پس از آن در دورهٔ دو سال و نیمهٔ حکومت سردار مؤید در زنجان، نایب الحکومه طارم بود.
💡 بخش بندپی (شامل بندپی شرقی و غربی امروزی) از قدیمیترین بخشهای کشور است که در سال ۱۳۱۶ با نوشتن اولین قانون تقسیمات کشوری به بخش تبدیل گردید. (پیش از آن نیز به صورت مستقل تحت عنوان بلوک (معادل بخش امروزی) دارای نایب الحکومه بودهاست)[۱] بندپی تا سال ۱۳۷۰بهصورت یکپارچه و دارای یک بخشداری و در غرب بندپی مستقر بودهاست
💡 در سال ۱۳۱۴ق مأمور دفع اغتشاشات همدان و متعاقب آن کردستان شد در همین دوران پسرش عبدالحسین خان سالارالملک را از سوی خود نایب الحکومه کردستان کرد، و خود دوباره به پیشکاری ولیعهد محمدعلی میرزا به جای میرزا علی امینالدوله به آذربایجان رفت.
💡 این سلسله خوانین و حاکمان طبس در مناطق تحت کنترل خود افرادی را به عنوان نایب الحکومه تعیین کرده بودند. از جمله در منطقه دیهوک، غلامرضا خان کلانی ملقب به انتظام نایب الحکومه بود.