فرهنگستان زبان و ادب
{accommodative} [پزشکی] مربوط به تطابق یا مؤثر بر آن
{accommodative} [پزشکی] مربوط به تطابق یا مؤثر بر آن
مربوط به تطابق یا مؤثر بر آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تطابق کامل تطابقی است که همهٔ گرههای یک گراف را تطبیق میدهد. یعنی هر یک از گرهها گراف، دقیقاً با یکی از یالهای تطابق برخورد میکند. در شکلهای بالا، شکل (ب) یک تطابق کامل را نشان میدهد. هر تطابق کاملی، یک تطابق بیشینه و در نتیجه تطابق ماکسیمال است.
💡 تطابق ماکسیمال را میتوان به سادگی و با استفاده از یک الگوریتم حریصانه بدست آورد. یک تطابق بیشینه، تطابقی ماکسیمال نیز هست؛ بنابراین میتوان بزرگترین تطابق ماکسیمال را نیز در زمان چندجملهای پیدا کرد.
💡 و یا به عبارتی دیگری توازن و تطابقی که باید میان انسان و محیط زیست او وجود داشته باشد تا موجبات بهزیستی جسمی روانی و اجتماعی برای او فراهم شود و پیشگیری از بیماریها بهوسیلهٔ کنترل و از بین بردن عوامل محیطی که در انتقال و برقراری بیماری مؤثر هستند مورد نظر است.