سوس اقصی

لغت نامه دهخدا

سوس اقصی. [ س ِ اَ صا ] ( اِخ ) شهری است [ از ناحیت مغرب ] بر لب دریای اقیانوس مغربی آخرین شهر از آبادانی عالم اندر مغرب و این شهری عظیم است و ایشان را زر است بی اندازه، و مردمانی از طبع مردمی دورتر و آنجا غریب کمتر افتد. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 10، 180 ).

فرهنگ فارسی

شهریست بر لب دریای اقیانوس مغربی آخرین شهر از آبادانی عالم اندر مغرب و این شهری عظیم است و ایشان را زر است بی اندازه و مردمانی از طبعمردمی دورتر و آنجا غریب کمتر افتد

جمله سازی با سوس اقصی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمد بن تومرت که نام کامل او ابوعبدالله محمد بن عبدالله است، یکی از افراد قبیله بربری مصامده بود که در باب تولد وی اختلافات زیادی وجود دارد اما وی در روستایی، در جنوب سوس اقصی به نام ایجلی‌ان وارغن و در خانواده‌ای مذهبی متولد شده بود بنابراین ابن تومرت با تأثر از خانواده خود فردی مذهبی و پرهیزکار شده بود و بسیار زیاد قرآن می‌خواند. وی در عهد جوانی برای ادامه تحصیل خود عازم اندلس و قرطبه شد (۵۰۱ هجری) تا در آنجا بتواند تحصیلات عالی خود را ادامه دهد. پس از آن بود که وی سفرهای خود را به سمت شرق آغاز کرد و به شهرهایی همچون مکه، مدینه، بغداد، دمشق و اسکندریه شد و به تکمیل و افزودن دانش و تحصیلات خود در نزد بزرگان دین و علم پرداخت. وی در آنجا متأثر از آرا اشاعره و افرادی همچون امام محمد غزالی قرار گرفت که به‌طور واضح در احکام و سنن وی آشکار است.