ریسمان بافی

لغت نامه دهخدا

ریسمان بافی. [ مام ْ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل ریسمان باف:
رسم ایمان درجهان زد یک سر سوزن نماند
ریسمان بافی است بهر خویش زنار ترا.سراج المحققین ( از آنندراج ).رجوع به ریسمان باف شود.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل ریسمان باف

جمله سازی با ریسمان بافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «ارنی» (ناتان لین) و «لارس» (لی اوانز)، یک خانهٔ قدیمی و یک کارخانهٔ ریسمان بافی را به ارث می‌برند. دو برادر تصمیم می‌گیرند در خانهٔ قدیمی زندگی کنند و ناگهان متوجه می‌شوند معمار خانه، آرشیتکت سرشناسی بوده و آن دو صاحب ثروت بزرگی شده‌اند. آنان تصمیم می‌گیرند خانه را از طریق حراج بفروشند؛ اما پیش از فروش باید از شر موشی که در دیوارهای آن زندگی می‌کند، خلاص شوند.