روانه کردن

لغت نامه دهخدا

روانه کردن. [ رَ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )حرکت دادن. ( ناظم الاطباء ). فرستادن. گسیل کردن. ارسال کردن. به راه انداختن. راهی کردن. روان کردن. رجوع به روان و روان کردن و روانه شدن شود: وبفرمود تا... طعام... بدو دادند و او را دل خوش روانه کردند. ( قصص الانبیاء ). و پارسیان متواتر ملاطفه ها به خاقان روانه کردند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 79 ).
مرکب عدل تو چو بخرد شد
به هزیمت ستم روانه کند.مسعودسعد.درنهروان به تیغ کند نهرها روان
گر جنگ را روانه سوی نهروان کند.مسعودسعد.پس به خاقان روانه کرد برید
برخی از مهر وبرخی از تهدید.نظامی.چو کردی رامش جان را روانه
ز رامش جان فدا کردی زمانه.نظامی.ز هر سو کرد مرکب را روانه
نه دل دید و نه دلبر در میانه.نظامی.نهادم عقل را ره توشه از می
ز شهر هستیش کردم روانه.حافظ.- روانه راه کردن؛ به سفر فرستادن. ( ناظم الاطباء ).
|| جاری کردن. جریان دادن. روان کردن:
آستین چو از چشم برگرفتم
سیل خون به دامان روانه کردم.عارف قزوینی.و رجوع به روانه و روان کردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - حرکت دادن راهی کردن. ۲ - ارسال کردن فرستادن ( نامه و غیره )

جمله سازی با روانه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۳۸۵، محمدکاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، به خالقی مطلق پیشنهاد داد که پیرایش او در ایران توسط این مرکز چاپ شود. خالقی مطلق هم پذیرفت و حقوق انحصاری چاپ و نشر تمامی مجلدات پیرایش و یادداشت‌های شاهنامه در ایران را به مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی واگذار کرد. قرار شد که این پیرایش توسط انتشارات کانون فردوسی، متعلق به مرکز پژوهش حماسه‌های ایرانی وابسته به مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، انتشار یابد. موسوی بجنوردی بر سر این کار همت گذاشت و یک سال بعد، در ۱۳۸۶، یک نسخه افست از روی چاپ آمریکا با رفع غلط‌ها املایی در مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی چاپ شد و مجوز انتشار این اثر اخذ شد. کار تولید و تکثیر و صحافی کتاب هم از همین سال آغاز شد اما پیش از روانه کردن آن به بازار کتاب و عرضه در کتابفروشی‌ها، لازم بود که یک مراسم رونمایی برای آن برگزار شود.

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز