لغت نامه دهخدا
رغوان. [ رَغ ْ ] ( اِخ ) لقب مجاشع، که به سبب فصاحتش بدان اسم نامیده شده است. ( ازناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || نام کوهی است در مغرب نزدیک به افریقیه. ( برهان ) ( آنندراج ).
رغوان. [ رَغ ْ ] ( اِخ ) لقب مجاشع، که به سبب فصاحتش بدان اسم نامیده شده است. ( ازناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || نام کوهی است در مغرب نزدیک به افریقیه. ( برهان ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وکیلی به نام راجو راماچاندران که دستیار این پرونده بود، در گزارش خود با نتیجهگیری کلیدی آر. کی. رغوان که رهبری تیم تحقیق ویژه را برعهده داشت، به شدت مخالف بود: افسر پلیس سانجیو بهات در نشست شبانه سران پلیس گجرات که در خانه وزیر در ۲۷ فوریه ۲۰۰۲ (۸ اسفند ۱۳۸۰) به خاطر قتلعام گادهارا برگزار شد، حضور نداشت. بهات این گونه ادعا میکرد -که قبل از دادگاه اصلی به عنوان شهادت و به عنوان اظهارات در مقابل تیم تحقیق ویژه نیز مطرح شد- اینکه وی در این جلسه حضور داشتهاست و اذعان میدارد که مودی در این جلسه گفتهاست که باید به هندوها اجازه داده شود تا خشونتهای تلافی جویانهای علیه مسلمانان انجام دهند. راماچاندران بر این عقیده بود که مودی را میتوان بخاطر اظهاراتش در این جلسه تحت پیگرد قانونی قرار داد. وی میگفت که هیچ مدرکی دال بر کذب بودن گفتههای بهات در دادگاه اولیه ارایه نشده و ادعای وی در دادگاه اصلی قابل بررسی است. «از این رو، در این مرحله نمیتوان گفتههای جناب بهات را رد کرد و اقدامات بیشتری نیز نمیتوان علیه جناب مودی انجام داد».