لغت نامه دهخدا
بهات. [ بَهَْ ها ] ( ع ص ) دروغ باف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بهتان گوی. ( ملخص اللغات ). بهتان گوینده. ( مهذب الاسماء ).
بهات. [ بَهَْ ها ] ( ع ص ) دروغ باف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بهتان گوی. ( ملخص اللغات ). بهتان گوینده. ( مهذب الاسماء ).
دروغ باف. بهتان گوی. بهتان گوینده.
ال بهات یک منطقهٔ مسکونی در اردن است که در استان عمان واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهات همچنین دو فصل کاوش باستانشناسی در تل یَونه را رهبری کرد و بقایای قلعهٔ صلیبی ایبلین را کشف کرد.
💡 هجویری بین سالهای ۴۸۱ و ۵۰۰ هـ.ق. درگذشت (هجویری در سال ۴۶۵ هجری در لاهور جهان را بدرود گفته و در همانجا بخاک سپرده شده است) آرامگاه او در میان دروازه بهاتی لاهور جای دارد و در کنار آن مسجدی است که اصل بنای آن از خود شیخ است.
💡 وز آنکه درین بهات سودی نیست این بنده ترا زیان نمیخواهد
💡 ای یوسف امانت آخر برادرانت بفروختندت ارزان و اندک بهات کردند
💡 مگر به مدح تو کز غایت کمال و بهات چنانک خواست دلم خاطرم نکرد وفا
💡 ال بهات یک منطقهٔ مسکونی در اردن است که در استان عمان واقع شدهاست.