رصن

لغت نامه دهخدا

رصن.[ رَ ص َ ] ( ع اِ ) پنجه گرگ. ( فرهنگ فارسی معین ).
رصن. [ رَ ] ( ع مص ) تمام کردن و کامل گردانیدن چیزی را. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تمام کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). تمام و کامل و استوار گردانیدن چیزی را. ( از اقرب الموارد ). || دشنام دادن کسی را: رصن بلسانه؛ بزبان دشنام داد. ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). دشنام دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( آنندراج ). || غالب آمدن کسی را به شناخت چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || نشان گذاردن چارپایان را به ابزار. داغ کردن دواب. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) پنجه گرگ
تمام کردن و کامل گردانیدن چیزی را تمام کردن

جمله سازی با رصن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نخستین کبریت شیمیایی در سال ۱۸۲۷ میلادی به‌دست «جان واکر» برساخته شد. واکر در آزمایشگاهش هنگامی که ظرفی از مواد شیمیایی را هم می‌زد، از تکه چوبی برای هم زدن آمیخته‌ای از آنتیموان سولفیت، پتاسیم کلرات، صمغ و نشاسته استفاده کرد. پس از این که چوب را از آوند مواد شیمیایی بیرون کشید برای پاک کردن مواد چسبیده به چوب، آن را روی میز کشید و با شگفتی دریافت که چوب آتش گرفت. بدین گونه واکر برای نخستین بار کبریت اصطکاکی یا خراشیدنی را پیدا کرد. این کبریت‌ها چوب‌های باریکی بودند که سرهای آن‌ها نخست گوگردی شده و سپس در کلرات پتاسیم و رصن و گوگرد اکسیژنه آغشته می‌شد و در آخر در محلول اسید سولفوریک فرو برده می‌شد.

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز