رایب
متضادها
ناوفادار، خیانتکار
لغت نامه دهخدا
رایب. [ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) ( از روب ) رائب. شیر خفته جغرات شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ماست. ( مهذب الاسماء ). || شیر مسکه برآورده آب آمیخته. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || سرگشته شوریده عقل سست و گران جسم و گرانجان از سیری شکم یا از غلبه خواب یا از راه رفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پریشان و سرگشته. ( از اقرب الموارد ).
رایب. [ ی ِ ] ( ع ص ) رائب. اسم فاعل از ریشه «ریب ». کار مشتبه ومکدر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). از اضداد است، چیزی که در آن شبهه و کدر باشد. || صافی که در آن شبهه و کدری نباشد. ( از المنجد ).
فرهنگ فارسی
رائب. اسم فاعل از ریش.. کار مشتبه و مکدر. یا صافی که در آن شبهه و کدری نباشد.
جمله سازی با رایب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانم اوته هلن فون رایب نیتز (Ute Helene von Reibnitz) اولین آینده پژوه باسابقه در جهان است که با نگارش کتاب there is always an alternative ژانر آینده نگری شخصی را معرفی کردهاست. او در این اثر آینده نگری شخصی را در هشت گام عملی با رویکرد سناریوتینکینگ مدلسازی کردهاست. کتاب او به ۶ زبان از جمله فارسی ترجمه شدهاست. خانم رایب نیتز را میتوان اولین آینده پژوه اروپایی دانست که در این زمینه فعالیتهای آموزشی گسترده هم داشتهاست.