رئاس

لغت نامه دهخدا

رئاس. [ رِ ] ( ع اِ ) ( از رأس )دسته شمشیر یا حلقه نقره یا آهن که بر قبضه شمشیر باشد. ( از متن اللغة ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بند شمشیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || اول کار: انت علی رئاس امرک؛ تو بر سر کار خویشی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

از ریشه رائ س دسته شمشیر یا حلقه نقره یا آهن که بر سر قصبه شمشیر باشد. یا بند شمشیر.

جمله سازی با رئاس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقایع پس از آن به شکلی مشابه در تئوگونیا رخ داد، با کرونوس که پدرش اورانوس را اخته کرد و فرزندان او و رئاس المپیکی را بلعید تا از هرگونه چالشی برای حکومتش جلوگیری کند.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز