لغت نامه دهخدا
دوشق. [ دَ ش َ ] ( ع ص، اِ ) خانه میانه که نه بزرگ باشد نه کوچک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || خانه کلان. || شتر دفزک و ستبر. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
دوشق. [ دُ ش َق ْق / ق ] ( ص مرکب ) دوپاره. دوچاک. دوشقه. دونیمه: قصاب گوسفند را دوشق کرد. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به شق شود.