لغت نامه دهخدا
دوباره تنور. [ دُ رَ / رِ ت َ ] ( ص مرکب ) دوتنوره. دوالکه. دوآتشه. نان که خوب پخته و برشته باشد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوآتشه شود.
دوباره تنور. [ دُ رَ / رِ ت َ ] ( ص مرکب ) دوتنوره. دوالکه. دوآتشه. نان که خوب پخته و برشته باشد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوآتشه شود.
دو تنوره. دوالکه. نان که خوب پخته و برشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر قافیه دوباره شود شوق غالب است آری نزاریا تو و درگاه بینیاز
💡 شنیدهیی که کلاهی چو بر هوا فکنی هزار چرخ زند تا رسد دوباره به سر
💡 مرکز عیش است آن دهان که تو داری عمر دوباره است آن لبان که تو داری
💡 عمری بوعده بودم، فرجام نا امیدی تاریخ خاطر من، باری دوباره باشد
💡 مگر به خواب چه دیدی که لب فرو بستی دل شکسته ما را دوباره بشکستی
💡 در انتخابات پارلمانی ۲۰۰۷، این حزب دوباره ۲ کرسی به دست آورد.