لغت نامه دهخدا
خدافر. [ خ َ ف ِ ]( ع ص ) جامه های کهنه. ( از منتهی الارب ). خدافل. ( متن اللغة ). صاحب متن اللغه می گوید: «خدافر» و «خدافل » الخلقان من الثیاب التی تبتذل لا واحد لها من لفظها.
خدافر. [ خ َ ف ِ ]( ع ص ) جامه های کهنه. ( از منتهی الارب ). خدافل. ( متن اللغة ). صاحب متن اللغه می گوید: «خدافر» و «خدافل » الخلقان من الثیاب التی تبتذل لا واحد لها من لفظها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نصف شب در عالم خواب به او باده داده بودن این مکان زیبا در روستای دیری (ایری علیا) میباشد و از نوادکان او هم در همان روستا زندکی میکنن البته بحثهایی در مورد این دو روستا ایری علیا و ایری سفلا هست که باید بکویم عاضق قوربانی در روستای ایری علیا چشم به جهان گشوده و بعد از باده دادن و چند سال بعد به سوی پری روانه میشود اما جنک و اسارت و … اورا چندین سال در شهرستان خدافرین و روستای ایری سفلا ماندکار میکند و…