لغت نامه دهخدا
بشاور. [ ب َ وَ ] ( اِخ ) جایی در پارس: نی شابور از پارس است بشاور خوانند. ( مجمل التواریخ والقصص ص 64 ). رجوع به بشاپور و نی شابور شود.
بشاور. [ ب َ وَ ] ( اِخ ) جایی در پارس: نی شابور از پارس است بشاور خوانند. ( مجمل التواریخ والقصص ص 64 ). رجوع به بشاپور و نی شابور شود.
جایی در پارس: نی شابور از پارس است بشاور خوانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاپور در استانی که تولد یافته بود (یعنی در استان پارس)، شهر و کاخی برای خود بنا نمود. این شهر بیشاپور یا به شاپور یا بشاور نامیده شد. طرح این شهر دیگر مانند شهرهای دایرهوار اشکانی نبود. نقشهٔ شهر شامل یک چهارضلعی بود که از سویی محدود به دیوار محوطه و خندقها میشد که به کوهی تکیه داشت و یک قلعهٔ نظامی با شبکهای کامل از دیوارها و دژهای کوچک آن را حفاظت میکرد و سوی دیگر آن را رودخانهای فرا گرفته بود.