بابوج

لغت نامه دهخدا

بابوج.( معرب اِ ) بابوجه. ج، بوابیج. شکل معمولی کلمه فارسی است که در زبان عرب داخل شده است همچنانکه، بگ، در زیر کلمه پانتوفل بدست میدهد. ( دزی ج 1 ص 47 ).

جمله سازی با بابوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واژهٔ معرّب به‌معنای واژه‌ای است که در اصل عربی نبود و از دیگر زبان‌ها وارد عربی شد و همراه با دگرگونی، صورتِ عربی گرفته است. به‌ویژه این اصطلاح در فارسی به‌معنای واژه‌های فارسی است که در عربی وارد شدند و به‌کار می‌روند. پس از اسلام، زبان عربی در ایران رواج یافت و شمار زیادی از واژگان این زبان وارد فارسی شد. از سوی دیگر، واژگان فارسی نیز یا به‌صورت دخیل یا به‌صورت تعریب وارد زبان عربی شده است. چون حروف پ، چ، ژ و گ در فارسی، در الفبای زبان عربی همتا ندارند (در تمام گویش‌های عربی این حروف تلفظ می‌شوند) و نیز برخی از حروف الفبای عربی مانند ء، ص، ض، ط، ظ، ع، ق، این واژگان طبق کتاب فرهنگ واژه های اوستا که در فارسی نبود. [۷] در الفبای فارسی نیستند هنگام وامگیری واژگان، این حروف را معرّب یا مفرَّس کرده‌اند. برای مثال، واژهٔ «طست» که همان «تَشْت» فارسی و «نرجس» که همان «نرگس» فارسی است. چند مثال دیگر: سَلجَم (شلغم)، سِراج (چراغ)، طازَج (تازه)، شَوَندَر (چغندر)، خیارشَنبَر (خیارچنبر)، فُستُق (پسته)، بابوج (پاپوش)، باذِنجان (بادنجان)، بِرکار (پرگار)، بَرنامَج (برنامه)، سُنباذَج (سنباده)، نیشان (نشان)، شیک.

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز