اندخو

لغت نامه دهخدا

اندخو. [ اَ ] ( اِخ ) اندخود. رجوع به اندخود و انتخد شود.

جمله سازی با اندخو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تهیه آب آشامیدنی از ساحه خم آب آمو دریا برای ولسوالی اندخوی و نواحی همجوار آن با استفاده از ماشین پمپ الکتریکی.

💡 هکذا معادن نمک این کشور در اندخوی فاریاب، دولت‌آباد تالقان و نمکسار هرات، می‌باشد.

💡 قدمت مکتوب شهرنشینی میمنه و اندخوی به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد برمیگردد. یهودیان که از دست نبوکدنصر از اورشلیم فرار کرده بودند، در سال ۵۸۶ قبل از میلاد وارد محدوده میمنه و اندخوی شده آنجا استقرار یافتند. در آن زمان فاریاب تحت کنترل هخامنشیان بود، که بعد از حمله اسکندر مقدونی جای خود را به دولت یونانی بلخ داد.

💡 سلامت عظیمی متولد ۱۳۴۴هـ ش، در ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب است. وی وزیر مبارزه با مواد مخدر افغانستان در دولت اشرف غنی می‌باشد.