انخاب

لغت نامه دهخدا

انخاب. [ اِ ]( ع مص ) فرزند بددل و لاغر آوردن. ( منتهی الارب ). فرزند بددل و ترسو آوردن. ( ناظم الاطباء ). فرزند بزدل آوردن. ( از آنندراج ). فرزند ترسو آوردن. ( از اقرب الموارد ). || فرزند دلیر و شجاع آوردن. ( ناظم الاطباء ). فرزند دلاور آوردن. ( از آنندراج ). فرزند دلیرآوردن. ( از اقرب الموارد ). از لغات اضداد است. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).

جمله سازی با انخاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از مرگ قباد دوم، وزرگان فرزند او اردشیر سوم را به عنوان پادشاه انخاب کردند که تنها یک کودک بود.

💡 اگر در هر خانه از جدول حداکثر یک قاعده قرار بگیرد پارسر همیشه می‌توان بفمد کدام قاعده را انخاب کرده و رشته را بدون عقب‌گرد پیمایش کند. دقیقاً به همین دلیل است که به این گرامر، گرامر LL(1) گفته می‌شود.

💡 ۴-هر زمان که پروسه‌ای پیام انخابات را دریافت می‌کند، آن را با شناسه خود مقایسه می‌کند.