اذلاء

لغت نامه دهخدا

اذلاء. [ اَ ذِل ْ لا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ذَلیل. خواران.

جمله سازی با اذلاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حالت سجده تجديد كن عظمت و جلالت خداوندمتعال را و بگو: سبحان ربى الاعلى و بحمده تنزيه و مبرا مى كنم پروردگاربزرگوار خود را با اظهار سپاس او و مؤكد گردان آن را به تكرار، به جهت آنكه يكبارگفتن اثرش در دل ضعيف است پس وقتى كه مكرر گردانى باعث زيادتى ثبوت ذكر مىشود در قلب. چون اثر رقت قلب ظاهر شد، تصديق كن در دلت به رحمت پروردگارخود، بدرستى كه رحمت او هر آينه بر اذلاء و ضعفا است، نه بر متكبران و خود خواهان وخود پسندان. پس بردار سرت را در حالتى مرتكب تكبير گفتن باشى، و سؤال كننده باشى از پروردگار خود حاجت خو را، و طلب مغفرت كننده از گناهانت بعد از آنموكد گردان فروتنى را به تكرار سجده، و اعاده كن آن را به سجده ثانيه، و بهزياد كردن ذكر آن، زيرا كه تكرار آن موجب زيادتى قرب است، و به تكرار آن موكد مىگردد سوانح الهيه و ظاهر مى شود لوامع غيبيه او، هرگاه بيندازى خود را با صورتخود به خاك، در كمال لذت و فروتنى.

💡 حـقيقتا انسان را عار آيد كه به واسطه شكم خود يا راه انداختن شهوت خويش اين قدر ذلتو خوارى به خود راه دهد، و از اين مخلوق بى همه چيز و فقراى بيدست و پا و اذلاء بيدانشو بـيـنش منت كشد. منت اگر مى كشى، از غنى مطلق و خالق سماوات و ارض بكش، كه اگرتـوجـه بـه ذات مـقـدس او پـيـدا كـردى و دلت خـاضع در محضر او گرديد، از هر دو عالموارهى و طوق عبوديت مخلوق را از گردن بيرون كنى: العبوديه جوهرة كنهها الربوبية.(473) بـنـدگـى خدا گوهر گرانبهايى است كه باطن آن آزادى و ربوبيت است.بـه واسـطـه عـبـوديت حق و توجه به نقطه واحده مركزيه و افناء تمام قوا و سلطنتها درتـحـت سـلطـنـت مـطلقه الهيه، چنان حالتى در قلب پيدا شود قهر و سلطنت بر همه عوالمكند، و از براى روح حالت عظمت و رفعتى پيدا شود كه جز در پيشگاه ربوبيت و آنها كهاطـاعـت آنـهـا اطـاعـت ذات مـقـدس حـق است سر به اطاعت احدى ننهد. و اگر به حسب پيش آمدنروزگـار در تـحـت سـلطـه و قـدرت كـسـى بـاشـد، قـلب را از آن لرزه نـيـفـتـد واستقلال و حريت نفس محفوظ ماند، چنانچه حضرت يوسف و حضرت لقمان را عبوديت ظاهريهبه حريت و آزادى قلبى آنها ضرر نرساند.