( مسومة ) مسومة. [ م ُ س َوْ وَ م َ ] ( ع ص ) تأنیث مسوم. اسب به چرا گذاشته شده. || اسب با نشان و علامت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). نشان کرده شده. نشاندار. باعلامت. معلمه. داغدار. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): حجارة مسومة؛ سنگریزه هائی که بر آن امثال خواتم بوده باشد، یا آن که بر آن نشان سپید و سرخ یا دیگر علامت بود که بدان معلوم گردد که این سنگریزه ها از سنگریزه های دنیا نبوده اند. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): و أمطرنا علیها حجارة من سجیل منضود مسومة... ( قرآن 82/11 و 83 )؛ و بارانیدیم بر آن سنگهائی از سنگ گل بر هم نهاده شده و نشان کرده.
اسب با نشان و علامت نشاندار داغدار
[ویکی الکتاب] معنی مُّسَوَّمَةً: نشاندار- چهار پایی که آزادانه در مراتع می چرد ونیازی به اینکه برای علوفه بریزند، ندارد(کلمه مسومه که از ماده(س،و،م) گرفته شده، به معنای چریدن حیوان است، گفته میشود: سامت الأبل یعنی شتر براه افتاده تا برود و در صحرا بچرد، و این گونه حیوانات را که...
ریشه کلمه:
سوم (۱۵ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در تفسير قمى از امام (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: (منظور از(خيل مسومه ) اسبان چريده چاق است ).
💡 و در نظر بعضى ديگر، خيل مسومه و اسبان تيزتك محبوب تر از ساير امور مادى است،نظير سواركاران كه با اسب عشق مى ورزند، بعضى هم علاقه شديدى به گاو وگوسفند، و بعضى به كشت و زرع دارند، البته ممكن است كه بعضى از افراد به دو تاو يا بيشتر از آنچه كه شمرده شد علاقمند باشند.