لغت نامه دهخدا
سنگ گل. [ س َ گ ِ گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سجیل. ( نصاب الصبیان ) ( ترجمان القرآن ).
سنگ گل. [ س َ گ ِ گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سجیل. ( نصاب الصبیان ) ( ترجمان القرآن ).
سجیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهد لعل و پیروزه در صلبِ سنگ گل لعل در شاخ پیروزه رنگ
💡 آيا نديدى كه پروردگارت با لشكر فيل چه كرد؟ مگر تدبير بدخواهانه شان را تباه نساخت و بر آنها نوعى پرنده دسته دسته نفرستاد كه بر آنها سنگى از جنس سنگ گل مى انداخت تا آنها را مانند كاهى خورده شده گردانيد؟
💡 هفتم اينكه قبر او را با خشت و يا سنگ بپوشانند تا خاك قبر روى او نريزد و اگر بعد ازنهادن سنگ گل درست كرده روى آن بريزند تا محكم شود بهتر است.
💡 به لطف از سنگ گل بیرون دماند به عنف از آب آذر مینماید
💡 آنبیشههاکهدست طبیعت بهخاره سنگ گلها نشانده بی مدد باغبان و کود
💡 عقیق از لعل من بر سر خورد سنگ گل رویم ز روی گل برد رنگ