لغت نامه دهخدا
مستغرب. [ م ُت َ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغراب. آنکه کسی را غریب می یابد. ( اقرب الموارد ). || مبالغه نماینده در خنده. ( منتهی الارب ). رجوع به استغراب شود.
مستغرب. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استغراب. غریب یافته شده و غریب بشمار آمده. ( اقرب الموارد ). غریب داشته. عجیب و غریب و بیگانه. || نادر. ( ناظم الاطباء ). بعید. || آنکه غریب نوازی می کند. || متعجب و حیران. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استغراب شود.