لغت نامه دهخدا
غریب نوازی. [ غ َ ن َ ] ( حامص مرکب ) نوازش از مردمان درویش و بینوا. ( ناظم الاطباء ). عمل غریب نواز. ملاطفت و مهربانی در حق غریب و بینوا و درویش. غریب پروری. غریب دوستی. غریب پرستی: علی الخصوص در این عصر که تیمار بیماران و غریب نوازی و غمخوارگی همگنان به علاقه حسن مرحمت، لطف و شفقت و... منوط و مربوط است. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 23 ).