مساوق

مساوق

لغت نامه دهخدا

مساوق. [ م ُ وِ ] ( ع ص ) ملازم. مقارن: صلواتی که امداد آن با زمان مساوق و همعنان باشد. ( تجارب السلف ). و رجوع به مساوقة شود.

فرهنگ فارسی

ملازم

دانشنامه عمومی

مساوق (فلسفه). مساوق ( به انگلیسی: Concomitance ) آنچه شامل اتحاد در مفهوم و مساوات در صدق باشد مساوقت نامیده می شود.
وجود با تشخص مساوق است. گاهی چیزی با چیزی مساوی است و گاهی مساوق است.
تساوق از تساوی بالاتر است. دو مفهوم وقتی مساوی اند که آن دو مفهوم دارای مصادیق یکسان باشند ولی حیثیت صدقشان با یکدیگر متفاوت باشد.
مثل دو مفهوم انسان و[ناطق که مصادیقشان یکی است به گونه ای که هر انسانی ناطق است و هر ناطقی انسان است.
ولی حیثیت صدقشان متفاوت است زیرا حیثیت انسانیت امری مرکب از حیوان و ناطق است و حیثیت ناطقیت امری مرکب از دو جزء نیست.
دو مفهوم وقتی مساوق اند که علاوه برآن که هردو بر یک چیز صدق می کنند حیثیت صدقشان نیز یکی است.

جمله سازی با مساوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و به بيانى ديگر: حمد خداى تعالى عبارت است از ثناى او به صفاتكمال، و اين مساوق و هم زمان است با حصول معرفت، ولى تسبيح كه تنزيه خدا است ازآنچه لايق او نيست مقدمه براى حصول معرفت است، و آيه شريفه در مقام بيان خصالى ازمؤ منين است كه خاصيت آنها هدايت مؤ منين به سوى نور خدا است، به همين جهت در اين مقامتنها به ذكر تسبيح قناعت كرده كه جنبه مقدمه براى آن دارد، (دقت بفرماييد).

💡 اين كلمه وقتى به خداى تعالى نسبت داده شود، اگر در مساءله تكوين و خلقت باشد معناىقضاى وجودى را كه ايجاد و آفرينش باشد مى دهد كه مساوق با وجود حقيقى و واقعيتخارجى به مراتب آن است، مانند آيه (و الله يحكم لا معقب لحكمه ) و آيه (و اذا قضىامرا فانما يقول له كن فيكون ) و به اعتبارى ميتوان آيه(قال الذين استكبروا انا كل فيها ان الله قد حكم بين العباد) را از اين باب گرفت.

💡 از اينجا اشكالى كه متوجه كلام بعضى از مفسرين است به خوبى روشن مى گردد، و آنكلام اين است كه: اگر مى بينيد در اين آيه،(افول ) مبداء و تكيه گاه برهان قرار گرفته است، براى اين بوده كهافول مستلزم امكان است، و امكان هم مساوق با احتياج، و هر ممكنى، ناگزير محتاج بهممكنى ديگر است تا آنكه سلسله ممكنات و احتياجات، منتهى به موجودى واجب الوجود شود.

💡 اما خواص - اينان مى فهمند كه (افول ) مساوق با امكان است، و هر ممكنى محتاج بهغير و آن غير نيز محتاج به غير است تا اينكه سلسله ممكنات و احتياجات منتهى به كسىشود كه منزه از امكان و احتياج باشد، چنانكه فرمود: (و ان الى ربك المنتهى ).

💡 پـس عـلم مساوى و مساوق است با وجود مجرد، در نتيجه وجودهاى مادى نه علمى بدانها متعلقمـى شـود، و نـه آنـهـا بـه چـيـزى عـلم پـيـدا مـى كـنـنـد، ليـكـن بـر هـمـيـنحـال، يـعـنـى بر اينكه مادياند و متغير و متحركند و بر هيچ حالى استقرار ندارند، ثبوتدارنـد، و دائمـا بـر ايـن حـال هـسـتـنـد، و ايـن حـال در آنـهـا دسـتـخـوش دگـرگـونـى وتحول نگشته، هرگز از آن انقلاب پيدا نمى كنند.

چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز