لغت نامه دهخدا
مدرم. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) طفلی که دندان شیر وی بجنبد تا بجایش دیگر برآید. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || شتر بچه که جذعة به اثنی شدن گیرد و آن در سال پنجم یا ششم باشد. ( آنندراج ).
مدرم. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) طفلی که دندان شیر وی بجنبد تا بجایش دیگر برآید. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || شتر بچه که جذعة به اثنی شدن گیرد و آن در سال پنجم یا ششم باشد. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خداوندى را سپاس گويم كه بر بنده خود كتابىنازل نمود كه آن را درمان قرار داده براى بيماريهائى كه در سينه هاست. او به گمانخود با اين گفته اش حمد مى كند خداوندى را كه قرآننازل فرموده براى درمان دردهائى كه در سينه كسانى بود است كه در دوران پيغمبر (ص) مى زيسته اند و گرنه قرآنى كه بعد از رحلت آن حضرت تحريف شده چگونه شفاءبراى بيماريهائى است كه در سينه هاى مدرم غير آن زمان است.
💡 امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: و الله لقد تجلى الله عزوجل لخلقه فى كلامه و لكن لايبصرون؛سوگند به خدا كه خداوند در كلام خود براى مدرم تجلى نموده است ولى آنان نمىبينند.