مخفش

لغت نامه دهخدا

مخفش. [ م ُخ َ ف ف ِ ] ( ع ص ) بر زمین افکننده و پاسپرکننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آنکه بر زمین می افکند و پاسپر می کند. ( ناظم الاطباء ). || بدن ضعیف. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ضعیف البدن. ( ناظم الاطباء ). || ویران کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با مخفش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپاه اسلام و افراد قريش، در حدود دو هزار نفر بودند. اين عده در وادى حنين، كه منطقهاى كوهستانى بين طائف و مكه بوده و داراى تنگه خطرناك و باريكى است، راه مىپيمودند، غافل از اينكه هوازن در بالاى كوه و در نقاط نامرئى مخفش دشه و منتظر فرصتمناسبى هستند تا حمله را آغاز كنند.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فرازبانی یعنی چه؟
فرازبانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز