محتصر

لغت نامه دهخدا

محتصر. [ م ُ ت َ ص ِ ] ( ع اِ ) شیر که اسدباشد. ( منتهی الارب ). || ( ص ) حصار بر شتر بندنده ( و حصار نوعی است از پالان شتر ). ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

شیر که اسد باشد

جمله سازی با محتصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مصباح المتهجد و سلا ح المتعبد، مختصر المصباح، محتصر فىعمل بوم و ليلة، انس الوحيد و هداية المسترشد و بصيرة المتعبد (204)

💡 نقش‌ها گر بی‌خبر گر با خبر در کف نقاش باشد محتصر

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز