قابل فرجام

لغت نامه دهخدا

قابل فرجام. [ ب ِ ل ِ ف َ ] ( ص مرکب ) ( اصطلاح حقوق ) حکم یا قراری که به موجب قانون قابل رجوع به دیوان تمیز باشد، هر حکم استینافی که از دادگاه شهرستان یا استان صادر شده باشد در مدت معین قابل رسیدگی فرجامی است. رجوع به قانون آئین دادرسی مدنی شود.

فرهنگ فارسی

حکم یا قراریکه بموجب قانون قابل رجوع بدیوان تمیز باشد.

جمله سازی با قابل فرجام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غلامحسین اسماعیلی، در نشست روز سه‌شنبه، دهم تیر ۱۳۹۹ از صدور حکم اعدام برای روح‌الله زم خبر داد و تأکید کرد که این حکم «غیرقطعی و قابل فرجام‌خواهی» است و چنانچه زم به آن اعتراض کند، «پرونده به دیوان عالی ارسال می‌شود». او گفت دادگاه «۱۳ مورد از عنوان‌ها ریزِ او را از مصادیق افساد فی‌الارض دانسته و حکم اعدام صادر کرده‌است» و جاسوسی برای دو کشور فرانسه و اسرائیل نیز از جمله اتهامات زم شمرده شده‌است؛ و در مورد چند مورد اتهامی که «افساد فی‌الارض نبوده»، زم به مجازات حبس محکوم شده‌است.

💡 برطبق قانون اساسی، قوه قضائیه در اتریش از استقلال کامل برخوردار است تا بتواند عدالت اجتماعی را اجراء کند. آزادی عمل قضاوت را قانون اساسی تعیین می‌کند. مطابق قانون هر یک از قضات استقلال رأی و عمل دارند و هیچ‌یک از آنها را نمی‌توان برکنار نمود. انتخاب قضات نیز برطبق روش خاصی، توسط شورای عالی قضائی انجام می‌گیرد. مردم نیز با توجه به شرکت در هیئت منصفه در شیوه قضاوت نظارت و دخالت دارند. هیئت منصفه فقط در مورد جرایم مهم تشکیل می‌شود و اعضاء هیئت با قضات دادگاه مشترکاً تصمیم می‌گیرند. آراء صادره قابل فرجام‌خواهی بوده و تا زمانی که آخرین مرحله دادرسی طی نگردد، رأی صادره به اجراء در نمی‌آید. آخرین مرجع رسیدگی شورای عالی قضایی است.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز