لغت نامه دهخدا
فهلوی. [ ف َ ل َ ] ( ص نسبی ) پهلوی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به پهلوی و فارسی میانه شود.
فهلوی. [ ف َ ل َ ] ( ص نسبی ) پهلوی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به پهلوی و فارسی میانه شود.
= پهلوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اقوام ساکن در منطقهای که امروزه به نام گیلان و مازندران معروف است و در جنوب دریای مازندران قرار گرفته در طول تاریخ به نامهای مختلفی نامیده شدهاند. این نامها عبارتند از: کادوس (کادوش)، تپور، آمارد (مارد)، گیل، دیلم، کاس، کاس سی، کاس پی، هیرکانی، گل (جل)، گادوزی، تات، گالش، تالشی، گیلک، پهلوی، پارتی، فهلوی، مازندرانی، طبری، طبرستانی و جز آن.
💡 گویش مردم این سامان لری است. گویش لری این مردم شاخهای از فهلویات است و نزدیکی و هم ریشگی با زبان پارسی دری دارد و آکنده از واژهها و ریشههای افعال پهلوی ساسانی است.
💡 اوحدی مراغهای سه غزل به زبان اصفهانی (پهلوی) دارد که جزو فهلویات شناخته میشود:
💡 در میان اشعار گویندگان بعد از اسلام به آثاری برمیخوریم که به زبان گیلکی کنونی نزدیک است. فهلویات شامل اشعاری (دوبیتی) است به گویشهای غرب و مرکز و شمال ایران. مناطق فهله عبارت هستند از اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان اما میتوان از دیدگاه زبانشناسی گیلان را نیز شامل این مناطق دانست.
💡 این کتاب در قالب مثنوی سروده شده و از روانی و زیبایی خاصی برخوردار است. اوزان استفاده شده در این اثر از اوزان فهلویات میباشند که به خوشی و دلنشینی معروفند. سبک نوشتاری آن نیز به دوره سامانی و سبک خراسانی برمیگردد که از ویژگیهای برجسته ادبیات فارسی است.
💡 اشعار قدیمی معروف به فهلویات بیشتر از مناطقی است که در دوره اسلامی بخشی از پارت محسوب می شد. این اشعار دارای ویژگیهای ادبی شفاهی بوده و شاید ادامه دهنده سنتهای شفاهی نوازندگان اشکانی باشد.