فرزو

لغت نامه دهخدا

فرزو. [ ف َ ] ( اِ ) به معنی فرزبود است که حکمت باشد و آن دانستن افضل معلومات بود به افضل علم.( آنندراج ) ( برهان ). برساخته دساتیر است. ( از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به فرهنگ دساتیر ص 257 شود.
فرزو. [ ] ( اِ ) نباتی است که بیخ آن سد است. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ فارسی

نباتی است که بیخ آن سد است

جمله سازی با فرزو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه نخلۀ طور غم فرزوان کشم چه آه شرر فشان را

💡 ضمیریست در صبح نو عهدی او را فرزوان تر از آفتاب نهاری

💡 بگفتند با وی که آن نوش لب سحرگه تنش شد فرزوان ز تب

💡 که فرزند آن نامور شاه بود فرزوان چو در تیره شب ماه بود

💡 پس بازداران صد و شست یوز ببردند با شاه گیتی فرزو

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز