لغت نامه دهخدا
عقرب زده. [ ع َ رَ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه عقرب او را گزیده باشد:
چو از تاب انجم شب تب زده
بپیچید چون مار عقرب زده.نظامی.
عقرب زده. [ ع َ رَ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه عقرب او را گزیده باشد:
چو از تاب انجم شب تب زده
بپیچید چون مار عقرب زده.نظامی.
آنکه عقرب او را گزیده باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آقا سيد مى ترسد و مى گويد: نباشد او را مار و عقرب زده باشد. آرى اين بود عناياتحضرت قمر بنى هاشم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام.