عقداء
مترادفها
فرماندهان، رهبران، سران، پیشوایان
متضادها
زیردستان، پیروان، تابعان
لغت نامه دهخدا
عقداء. [ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث أعقد. زنی که در سخن زبان وی بسته گردد. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اعقد شود. || گوسپند که دنب او گوئی گره بسته است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) کنیزک. ( منتهی الارب ). امة. ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با عقداء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه که در عرصههای مختلف مانند کسب موفقیت در جایزههای علمی معتبر ملی و بینالمللی، انتخاب استاد نمونه کشوری، دانشمندان برتر و مؤثر جهان اسلام و یک درصد برتر دانشمندان مؤثر و برتر جهان میتوان عباس افخمی عقداء، محمد علی زلفی گل، داود نعمتاللهی، محسن جلالی، محمد خانجانی، غلامحسین مجذوبی، امید طبیب زاده قمصری را نام برد.