لغت نامه دهخدا
عطاردمنش. [ ع ُ رِ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از ذکی و تیزطبع است. ( از آنندراج ). زیرک و بافراست و تیزفهم. ( ناظم الاطباء ):
دبیر عطاردمنش را نشاند
که بر مشتری زهره داند فشاند.نظامی.
عطاردمنش. [ ع ُ رِ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از ذکی و تیزطبع است. ( از آنندراج ). زیرک و بافراست و تیزفهم. ( ناظم الاطباء ):
دبیر عطاردمنش را نشاند
که بر مشتری زهره داند فشاند.نظامی.
کنایه از ذکی و تیز طبع است زیرک و بافر است و تیز فهم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهره باشد مطرب ایوان تو هم عطارد منشی دیوان تو
💡 دبیر عطارد منش را نشاند که بر مشتری زهره داند فشاند