لغت نامه دهخدا
شجور.[ ش ُ ] ( ع مص ) اختلاف افتادن میان قوم در کاری و مختلف فیه گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
شجور. [ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شَجر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
شجور.[ ش ُ ] ( ع مص ) اختلاف افتادن میان قوم در کاری و مختلف فیه گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
شجور. [ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شَجر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه (شجر) فعل ماضى از ماده (شجر) به سكون جيم، و نيز از شجور است و شجر وشجور به معناى اختلاط است، وقتى گفته مى شود: (شجر شجرا و شجورا) معنايش ايناست كه فلان چيز مخلوط شد، و تشاجر و مشاجره نيز از اين باب است گويا وقتى دو نفربا هم نزاع مى كنند گفته هايشان درهم و برهم مى شود، (و شنونده نمى فهمد اين چه مىگويد و آن ديگرى چه مى گويد)، درخت را هم كه شجر ناميده اند به اين مناسبت بوده كهشاخه هاى آن در يكديگر فرو مى روند، و كلمه (حرج ) به معناى تنگى و مضيقه است.