سیاه باز
مترادفها
کلاهبردار، شیاد، فریبکار
لغت نامه دهخدا
سیاه باز. ( اِخ ) دهی است از دهستان اواوغلی بخش حومه شهرستان خوی. دارای 1235 تن سکنه. آب آن از رود قطور و زارعان. محصول آنجا غلات، کرچک، انگور و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان اواوغلی بخش حومه شهرستان خوی
جمله سازی با سیاه باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در فیلم توریست سیاه بازی کردهاست.
💡 تالار هنر یکی از تالارهای تئاتر در تهران است که در دههٔ ۱۳۴۰ و برای اجرای باله ساخته شد، اما به تئاتر سنتی و سیاه بازی اختصاص پیدا کرد. در ۱۰ سال اخیر تالار هنر به کانون نمایش عروسکی، تئاتر کودک و نوجوان و جشنوارههای عروسکی و کودک اختصاص پیدا کردهاست.
💡 افشار تا ششم ابتدایی درس خوانده است و برای نخستین بار در سال ۱۳۳۰ بر روی صحنه رفت. سعدی افشار تنها بازمانده نمایش سیاه بازی در ایران بود.
💡 تئاتر یا نمایش در ایران، پیشینهای طولانی دارد. پسزمینه تئاتر در ایران به دوران باستان برمیگردد. بعدتر سبکهای ویژه نمایشی ایرانی مانند تعزیه، روحوضی، خیمهشببازی و سیاه بازی شکل گرفتند. تئاتر مدرن در زمان قاجاریان پا گرفت. امروزه تئاتر در ایران بسیار پیشرو است.