فٱنفلق

🌐 سپس از هم شکافت

از ریشه «فلق» به معنای «شکافته شدن، دو نیم شدن» است و به صورت فعل ماضی می‌آید؛ یعنی «پس شکافته شد / از هم گسست». این واژه بیشتر برای شکافتن چیزی مانند زمین، دریا یا هر جسمی که به دو بخش جدا شود استعمال می‌شود.

جمله سازی با فٱنفلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاهدَ العلماءُ كيف فٱنفلق الجليدُ معَ ارتفاعِ الحرارةِ المفاجئِ.

دانشمندان مشاهده کردند که چگونه یخ با افزایش ناگهانی دما، شکافته می‌شود.

💡 عندَ الضربةِ القويةِ، فٱنفلق الزجاجُ إلى قطعٍ صغيرةٍ متناثرةٍ.

با ضربه محکمی که به شیشه وارد شد، شیشه به تکه‌های کوچک و پراکنده‌ای تبدیل شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران