فانفجر
🌐 منفجر شد.
یعنی «پس جوشید» یا «آنگاه شکافته و روان شد». این واژه از ریشه فجر است و معمولاً درباره بیرونزدن آب، شکافتن زمین، یا فوران چیزی بهکار میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و منفجر شد
جمله سازی با فانفجر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمعنا صوتًا قويًا، ثم فانفجر الإطار بسبب الحرارة الشديدة.
ما صدای بلندی شنیدیم، سپس لاستیک به دلیل گرمای شدید ترکید.
💡 فانفجــر الروبــوت والتهمــت النــران كل يشء
ربات منفجر شد و شعلههای آتش همه چیز را سوزاند.
💡 لم يحتمل الضغط الطويل، فانفجر الغضب في وجهه أمام الجميع.
او نتوانست فشار طولانی مدت را تحمل کند، بنابراین خشمش جلوی همه منفجر شد.
💡 وقف الجميع بعيدًا عندما فانفجر أنبوب الماء في الشارع.
وقتی لوله آب در خیابان ترکید، همه عقب ایستادند.