فتفجر
🌐 منفجر شد.
از ریشهٔ «فَجَرَ / فَجَّرَ» بهمعنای شکافتن، جوشاندن، جاری ساختن است؛ «فتفجر» یعنی «پس شکافته شد / جوشید / فوران کرد» یا «آنگاه از آن آب یا چشمه جاری شد».
جمله سازی با فتفجر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضغط الماء في الأنبوب كثيرًا، فتفجر الغطاء فجأة أمام العمال.
فشار آب در لوله آنقدر زیاد بود که ناگهان پوشش لوله در مقابل چشمان کارگران با انفجاری باز شد.
💡 فتفجر كبت السنين دفعة واحدة وأخذت أبكي: نحن فقراء يا سيدة عمرة
آنگاه ناامیدیِ فروخوردهی سالها ناگهان فوران کرد و من شروع به گریه کردم: ما فقیریم، ای بانوی عمرا.
💡 عندما وصلت الحرارة إلى حدّها الأعلى، فتفجر المصدر الداخلي في المختبر.
وقتی دما به حداکثر خود رسید، منبع داخلی در آزمایشگاه منفجر شد.
💡 اشتدت الأمطار طوال الليل، فتفجر السيل في الوادي مع الفجر.
باران در تمام طول شب شدت گرفت و هنگام سپیده دم، سیلاب در دره جاری شد.