فجرت

🌐 منفجر شد.

این واژه معمولاً به معنای «فوران کرد / شکافت / منفجر شد» است و از ریشه‌ی «فجر» می‌آید. اگر درباره‌ی چشمه، زمین یا چیزى طبیعی باشد، معنی آن می‌تواند «جوشید و از هم شکافت» باشد؛ اگر درباره‌ی حادثه یا ابزار باشد، «منفجر شد» یا «ترکید» مناسب‌تر است. در متون دینی و ادبی، گاهی به «جاری شدن شدید آب» هم اشاره دارد.

جمله سازی با فجرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫بك و فجرت َداخ ِلي باألحزان‬ ‫أح ِ‬ ‫تعلمتُ أن ِ‬ ‫وكان ال ِنس َيا ُن أولى بالت َعلم بعد الخذالن.

یاد گرفتم که فراموش کردن اولین چیزی است که باید بعد از ناامید شدن یاد گرفت.

💡 ‬وأنا لم‬ ‫تداعب‬ ‫والشمس فجرت صدر الغيوم وبدأت‬ ‫ِ‬ ‫ُ‬ ‫أكن أعلم ماذا سأفعل‪

و من نوازش نکردم، و خورشید از میان ابرها بیرون آمد، و من کم‌کم فهمیدم چه کار خواهم کرد.

💡 فجرت الأمطارُ الغزيرةُ بعضَ الشوارعِ، فتعطلت حركةُ السياراتِ لساعاتٍ طويلة.

بارش شدید باران باعث آبگرفتگی برخی خیابان‌ها شد و رفت و آمد را برای ساعت‌ها مختل کرد.

💡 لم يكن لديها فكرة أنني فجرت المدينة وكانت لا تزال لها البهجة النفس شاكرة فقط انني خرجت في الوقت المناسب.

او اصلاً نمی‌دانست که من شهر را منفجر کرده‌ام و هنوز در شادی درونی بود، و صرفاً شکرگزار بود که به موقع فرار کرده‌ام.

💡 فجرت المباراةُ مفاجأةً كبيرةً حينَ فازَ الفريقُ الصغيرُ على البطلِ السابق.

این مسابقه شگفتی بزرگی را به همراه داشت، زمانی که تیم نوجوانان قهرمان سابق را شکست داد.

💡 فجرت الصحفيةُ الحقيقةَ أمامَ الجميعِ بعدَ أن جمعتِ الأدلةَ طوالَ أسابيع.

این روزنامه‌نگار پس از هفته‌ها جمع‌آوری شواهد، حقیقت را برای همه آشکار کرد.

کلمات مرتبط